السيد الطباطبائي

23

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى )

عقيدهء خود استواريم . « 1 » البته ، تقريب از نظر ما به مفهوم شناخت و شناسايى صحيح اصول تشيع و عقايد واقعى اهل سنت است نه به مفهوم گرايش به مذهب ديگر . . . به عبارت روشن‌تر : تقريب و حفظ وحدت و اخوت اسلامى به آن معنا نيست كه ما از اصول عقايد خود دست برداريم - نه ، هرگز اين يك سفسطه و يك مغلطهء عوامانه است - تقريب به اين معناست كه ما اصول عقايد خود را حفظ كنيم و در راه تبليغ منطقى و صحيح آن بكوشيم ، بدون آن‌كه تحريك عواطف بنماييم و واكنش منفى در او كنيم . واكنش ناسزاگويى در كتاب ، منبر يا مجله ، طبيعى است كه فحاشى در كتاب و منبر و مجله خواهد بود و ما اگر اصولى و منطقى فكر كنيم ، هرگز بهانه به دست ديگران نمىدهيم ، ولى حق را هم ، آن‌طور كه هست بيان مىكنيم . اگر گوينده يا نويسنده‌اى ضعف و ناتوانى علمى نداشته باشد به دنبال شناخت منطقى مىرود . . . و در يك شناخت صحيح و منطقى ، انسان هرگز دنبال « شذوذات » و « اسرائيليات » موجود در كتاب‌هاى مذهبى مخالف نمىرود - كه از اين‌گونه اسرائيليات همه‌جا هست - بلكه شناخت صحيح آن كه پس از مراجعه به كتب معتبر گروه مخالف ، با بينش كاملًا علمى و تحقيقى ، دربارهء مسائل مورد نظر ، به بحث و داورى بنشينيم . . . چنين است مفهوم واقعى تقريب ، ولى متأسفانه هوچىگرانى « عوام زده » در زمان مرحوم آيةاللَّه بروجردى ، خواستند كه حتى مكاتبات آن مرحوم را با شيخ شلتوت نوعى عقب گرد قلمداد كنند ، غافل از آن‌كه همين نوع مكاتبات بود كه سرانجام باعث گرديد فتواى تاريخى شيخ‌الأزهر ، دربارهء شيعه صادر گردد . عوام‌زدگانى كه از خود استقلال فكرى نداشتند ، كوشيدند كه هوادارى منطقى از مسئلهء تقريب را نوعى تسنّن معرفى كنند ، ولى با توجه به اين‌كه رجال و

--> ( 1 ) . مجموع مقالات ما در اين زمينه ، به زودى تحت عنوان نهضت اصلاحى تقريب بين مذاهب اسلامى منتشر خواهد شد